تبلیغات
 
تاریخ :  یکشنبه 26 آبان 1392
بازدید :  499
نویسنده :  alone-boy-in-life

2kvbl327iuy22jzpesav.jpg



تاریخ :  سه شنبه 14 آبان 1392
بازدید :  124
نویسنده :  alone-boy-in-life

اوایل ترم بود.صبح زود بیدار شدم که برم مدرسه.
چون عجله داشتم بجای 5000 تومنی یه پونصدی از کشوم برداشتمو زدم بیرون.
سوار تاکسی که شدم دیدم اووووف یکی از پسرای آس و خوشتیپ کلاس جلو نشسته!
یه کم که گذشت گفتم بزار کرایه شو حساب کنم نمک گیر شه بلکه یه فرجی شد!
با صدایی که دو رگه شده بود پونصدی رو دادم به راننده و گفتم:
کرایه ی آقارو هم حساب کنید!
پسره برگشت عقب تا منو دید کلی سلام و احوالپرسی و تعارف که نه ...
اجازه بدین خودم حساب میکنم و این حرفا!
منم که عمرا این موقعیتو از دست نمیدادمو کوتاه نمی اومدم!
می گفتم به خدا اگه بزارم!تمام این مدتم دستم دراز جلوی راننده!
همه شم میدیدم نیشِ راننده بازه! خلاصه گذاشت حسابی گلوی خودمو پاره کنم،
بعدش گفت : چطوره با این پونصدی کرایه ی بقیه رو هم تو حساب کنی؟!
یهو انگار فلج شدم.آخه پول دیگه ای نداشتم!
الکی سرمو کردم تو کیفمو وقت کشی تابلوُ که دیدم آقای خوشتیپ
کرایه ی جفتمونو حساب کرد!ولی از خنده داشت میترکید! :|
داشت گریه ام می گرفت که اس.ام.اس داد و گفت:
پیش میاد عزیزم ناراحت نباش!
خلاصه عین اسکلا انقد بهش زل زدم تا نگام کنه و گفتم : باشه !!
این شد که ما چند ماهه باهم دوستیم



 
 
تاریخ :  دوشنبه 22 مهر 1392
بازدید :  77
نویسنده :  alone-boy-in-life

شیخ را گفتند : علم بهتر است یا ثروت ؟!

شیخ بی درنگ شمشیر از میان بیرون آورد و مانند جومونگ مرید بخت برگشته را به سه پاره ی نامساوی تقسیم نمود و گفت :سالهاست که هیچ خری بین دو راهی علم و ثروت گیر نمیکند !!!

مریدان در حالی که انگشت به دندان گرفته و لرزشی وجودشان را فرا گرفت گفتند یا شیخ ما را دلیلی عیان ساز تا جان فدا کنیم .

شیخ گفت :در عنفوان جوانی مرا دوستی بود که با هم به مکتب می رفتیم ، دوستم ترک تحصیل کرد من معلم مکتب شدم...

حالا او پورشه دارد ، من پوشه... او اوراق مشارکت دارد، و من اوراق امتحانی... او عینک آفتابی من عینک ته استکانی... او بیمه زندگانی ، من بیمه خدمات درمانی ... او سکه و ارز ، من سکته و قرض . . .
سخن شیخ چون بدین جا رسید مریدان نعره ای جانسوز برداشته و راهی کلاسهای آموزش اختلاس گشتندی . . .



تاریخ :  پنجشنبه 11 مهر 1392
بازدید :  51
نویسنده :  alone-boy-in-life

طراحی بسیار شگفت انگیز

تمامی متن قرآن از یک نظم شگفت آور ریاضی تبعیت می کند. مبنای این سیستم ریاضی عدد 19 است. و 19 مخرج مشترکی برای تمامی اجزای قرآن است. این سیستم ریاضی٬ مانند خود قرآن، از بسیار ساده تا بسیار مشکل متغیر است. حقایق ساده مشاهداتى هستند که بدون هیچ وسایلى می توان آنها را بررسى کرد. ولی حقایق پیچیده ای هم وجود دارند که فقطبه کمک ماشین حساب یا کامپیوتر قابل محاسبه اند.
کلمه "
الله" در قرآن ۲۶۹۸ مرتبه تکرار شده است(142×19). 
اما، سیستم ریاضى قرآن تنها به کلمه "
الله" محدود نیست؛ بلکه بسیار گسترده، بسیار پیچیده، و کاملا جامع است.



تاریخ :  دوشنبه 24 تیر 1392
بازدید :  76
نویسنده :  alone-boy-in-life

شما از کدوم گروه دسته اید؟؟

 1- آنانی که وقتی هستند. هستند و وقتی نیستند نیستند

 2- آنانی که وقتی هستند.نیستند و قتی نیستند هم نیستند

 3- آنانی که وقتی هستند. هستند و وقتی نیستند هستند

 4-آنانی که وقتی هستند. نیستند و وقتی نیستند هستند

 

نه خدایش تو کدومی؟؟؟؟؟



تاریخ :  یکشنبه 23 تیر 1392
بازدید :  86
نویسنده :  alone-boy-in-life

گاهی کسی را دوست داریم اما او نمیفهمد

گاهی کسی ما را دوست دارد اما ما نمیفهمیم

خلاصه یه مشت نفهم دور هم جمع شدیم تشکیل اجتماع دادیم ! :))

.

.

.

پشه ها قبل از اینکه لامپ اختراع بشه دور چی جمع میشدن؟ خب برن همونجا

.

.

.

عینک نمی زد که نگن عینکیه

یه روز چاله ی جلوی چشمش رو ندید و خورد زمین؛ از اون روز به بعد چلاق صداش میزنن !



تاریخ :  یکشنبه 23 تیر 1392
بازدید :  75
نویسنده :  alone-boy-in-life

یکی از فانتزیام اینه که پلیس تو ایست بازرسی ماشینم رو نگهداره بگه اسم ؟
بگم عباس
بگه نام پدر ؟
بگم عباس علی
بگه فامیلت چیه ؟
بگم عباسی
بگه از کجا میای ؟
بگم عباس آباد
بگه کجا میری ؟
بگم بندر عباس
پلیسه شاکی شه بگه احمق منو سرکار گذاشتی ؟؟؟
بگم نه به حضرت عباس …


یکی از فانتزی های من اینه که دیگه به چیزای فانتزی فکر نکنم و یه کم جدی باشم ، ناسلامتی سنی ازم گذشته …

.
یکی از فانتزیام اینه که یه زن بگیرم اسمش ستاره باشه بعد سرش یه هوو بیارم اسم اونم ستاره باشه بعد برم یه گوشه ی اتاق بی‌خیال بشینم و جنگ ستارگان ببینم !
.

.
فانتزی های ذهن من :
وقتی تنها میشی دوستاتو از اینترنت دانلود کنی …
روزا که پشه ها خوابن بری بالا سرشون ویز ویز کنی …
موهاتو بزنی قهر کنه درنیاد …
از خودت فرار کنی گم شی …
برق بره با بزرگترش بیاد …
اشتهات کور شه ببریش مدرسه نابینایان !



 

 


:: بازدیدهای امروز : 566
:: بازدیدهای دیروز : 1294
:: بازدیدهای هفته : 4032
:: بازدیدهای ماه : 15504
:: بازدیدهای سال : 73251
:: کل بازدیدها : 382625
:: کاربران آنلاین : 0 نفر
:: میهمان های آنلاین : 13 نفر
:: کل اعضا : 17 عدد
:: کل مطالب : 220 عدد
:: کل نظرات : 7845